تبليغاتX
بي تو مهتاب شبي باز از آن کوچه گذشتم - دریا

بي تو مهتاب شبي باز از آن کوچه گذشتم

بي تو اما به چه حالي من از آن کوچه گذشتم

دریا


لحظه اكنون ،
تنها لحظه ايست ،
كه ما براي زيستن در اختيار داريم
هر گامي كه بر مي داريم ،
هر نفسي كه مي كشيم ،
مي تواند سرشار از آرامش ، شادماني و وجد باشد.
تنها كافيست كه در لحظه اكنون بيدار و زنده باشيم.
 
شما به تماشاگه رازهاي شگفت زندگي دعوت شده ايد ،بنابراين ،درنگ كنيد و به تماشا بايستيد.
براي ديدن زندگي ،بايد در زندگي حاضر بود.
 
دريا ، درياست.
زيرا ظرفيتي دريايي دارد.
درنگ كنيم ،
دل دريايي خويش را ببينيم و دريا شويم.
 
 
با دم خويش ، بدنم را آرام مي سازم ،
با بازدم خويش لبخند مي زنم.
در لحظه اكنون ساكن مي شوم ،
و مي دانم كه اين لحظه ،
لحظه اي است گرم و شگفت

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 آذر1384ساعت 18:49  توسط قراضه  |